| روایتی داستانی از پرونده های جنایی واقعی | تصاویر پرونده ها را در اینستاگرام آخرین شاهد ببینید | این پادکست محدودیت سنی دارد +16

این یک اپیزود نیست، یک پایان هم نیست Our GDPR privacy policy was updated on August 8, 2022. Visit acast.com/privacy for more information.

حوصله تمیز کردن آپارتمان هم نداشت. سینک پر از ظرف و زمین پر از آشغال شده بود. انگار از نور متنفر بود، یه پرده ضخیم جلوی پنجره زده بود اما بازم نمی تونست بخوابه. شغل نگهبانی رو ترک کرد و یه مدت برای یه شرکت تجهیزات تهویه هوا کار می کرد. رییسش می گفت دیوید همیشه تنها و ساکت، افسرده و آماده گریه کردن بودلطفن برای حمایت از آخرین شاهد و مشاهده تصاویر پرونده ها، اینستاگرم آخرین شاهد رو دنبال کنیدنویسنده و راوی: مهدی پورباقیمشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یارموسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنیداگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید See acast.com/privacy for privacy and opt-out information.

در این ویژه برنامه، میزبان رادیو پادکست ویوزیک بودیم، منتخبی از آهنگ های استفاده شده در پادکست آخرین شاهد رو براتون پخش کردیم و درباره آهنگ ها و پرونده ها و موضوعات مختلف حرف زدیم. این ویژه برنامه رو در دو بخش گوش کنیدآهنگ ها رو از کانال تلگرام موزیک آخرین شاهد دانلود کنیدویوزیک یک شبکه اجتماعی برای گوش کردن به موسیقی و پادکسته که میتونید به صورت کاملن رایگان در اون به محتوای صوتی دلخواهتون گوش کنیداگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید See acast.com/privacy for privacy and opt-out information.

در این ویژه برنامه، میزبان رادیو پادکست ویوزیک بودیم، منتخبی از آهنگ های استفاده شده در پادکست آخرین شاهد رو براتون پخش کردیم و درباره آهنگ ها و پرونده ها و موضوعات مختلف حرف زدیم. این ویژه برنامه رو در دو بخش گوش کنیدآهنگ ها رو از کانال تلگرام موزیک آخرین شاهد دانلود کنیدویوزیک یک شبکه اجتماعی برای گوش کردن به موسیقی و پادکسته که میتونید به صورت کاملن رایگان در اون به محتوای صوتی دلخواهتون گوش کنیداگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید See acast.com/privacy for privacy and opt-out information.

در مورد راننده فورد هم هیچ نکته خاصی وجود نداشت که جلب توجه کنه. یه مرد بیست و خورده ای ساله با صورت تپل پف کرده، جثه معمولی، صورت شش تیغ و موهای کوتاه موج دار که یه ژاکت و شلوار جین پوشیده بود. گاهی یه لبخند مونالیزایی روی صورتش نقش می بست. قیافه اش زنونه و همونقدر مهربون به نظر می رسید، یا شاید بچگونه و همونقدر بی فکر و احمقانه. اما چیزی نبود که نیازمند نگاه دوم باشه، تقریبن نامرئی بود. اما در واقعیت خیلی چیزها بود که راننده فورد رو از تمام مردمی که از آخر هفته شون لذت می بردن کاملن متفاوت می کرد این اپیزود با حمایت مالی ویوزیک به شما تقدیم میشه. یک شبکه اجتماعی برای گوش کردن به موسیقی و پادکست که میتونید به صورت کاملن رایگان و بدون دیدن هیچ تبلیغی در اون به محتوای صوتی دلخواهتون گوش کنید سایت ویوزیک دانلود ویوزیک از گوگل پلی نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

مادرم عصبی، سلطه جو و الکلی بود، و زیاد پیش میومد که من رو تحقیر کنه یا بهم توهین کنه. ازش متنفر بودم. می دیدم که روز به روز بیشتر الکل مصرف می کنه و زندگی اجتماعیش یه سیر نزولی رو طی می کنه. مادرم زندگی افتضاحی داشت و من یادآور همیشگی زندگی شکست خورده اش بودم نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

فقط چند روز باقیمونده! پادکست آخرین شاهد با حمایت و مشارکت شما زنده است و اگر هنوز در پویش اثر انگشت شرکت نکردید گوش دادن به این اپیزود کوتاه میتونه برخی از مشکلات احتمالی بازدارنده رو حل کنه. هم شرکت در این پویش رو راحت تر کردیم هم چند تا ایده برای شروع بهتون پیشنهاد می کنیم

کاری که می خواستن بکنن حتی برای مامورهای اف.بی.آی هم ترسناک بود. نه تنها نمی تونستن با اسلحه برن تو بلکه باید امضا می دادن که اگر گروگان گرفته شدن نمی شه برای آزادیشون با زندانی چونه زنی کرد. چیزی که اوضاع رو پیچیده تر می کرد این بود که از قضا اولین نفری که انتخاب کرده بودن 205 سانتیمتر قد و 140 کیلوگرم وزن داشت ** مجموعه شکارچی یک فصل کامل رو در بر میگیره و چندین اپیزود و پرونده خواهد داشت ** نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

دوست میزوکی تازه خودکشی کرده بود و میزوکی هم بعد از اون قضیه احساس سرخوردگی و افسردگی می کرد. حرف هاش رو تو حساب توییترش پست می کرد و دنبال کننده هاش هم بهش دلداری می دادن، نصیحتش می کردن یا سعی می کردن حواسش رو از احساسات بدش پرت کنن پویش نوشتار جنایی اثر انگشت رو از اینجا دنبال کنید نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این پرونده https://en.wikipedia.org/wiki/Aokigahara https://www.mentalfloss.com/article/73288/15-eerie-things-about-japans-suicide-forest https://www.japantimes.co.jp/life/2011/06/26/general/inside-japans-suicide-forest/ https://en.wikipedia.org/wiki/Suicide_pact Timesuck with Dan Cummins (Ep 88. Aokigahara: Japan's Suicide Forest) Once Upon A Crime (Ep 197. The Twitter Killer) https://en.wikipedia.org/wiki/Takahiro_Shiraishi https://www.the-sun.com/news/1974235/japanese-twitter-killer-takahiro-shiraishi-death-sentence/

موقعیت زمین های بندرها واقعن خوب بود. فقط صد قدم با جاده اوسیج فاصله داشت. یه جای خوب برای این که مسافرها وایستن و اگه چیزی لازم دارن بخرن، یا اگه به تاریکی هوا خوردن و خسته بودن شب رو یه جا استراحت کنن. جاده اوسیج مسافرهای زیادی داشت نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این پرونده https://www.kshs.org/kansapedia/kansas-nicknames/18453 https://simple.wikipedia.org/wiki/Jayhawker https://www.archives.gov/education/lessons/homestead-act https://en.wikipedia.org/wiki/Pike%27s_Peak_Gold_Rush https://en.wikipedia.org/wiki/Fort_Leavenworth Timesuck with Dan Cummins (Ep 218. The Bloody Benders) https://en.wikipedia.org/wiki/Belle_Gunness

زندگی تو آمریکا برای مهاجرهایی که از اروپا میومدن یا آمریکایی هایی که چند نسل قبل اومده بودن و دنبال فرصت های جدید تو زمین های جدید می گشتن اصلن ساده نبود. مساله مرگ و زندگی بود. کافی بود یه قدم اشتباه بردارید تا از سرما یا گرسنگی بمیرید. مخصوصن اگر از اطراف چریویل یا اوسیج تاون تو جنوب شرق کانزاس رد می شدید -------------------------------------------- این اپیزود با کمک پادکست سالن پرواز ساخته شده. می تونید از اینجا به این پادکست فوق العاده گوش کنید -------------------------------------------- نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

هر وقت هنلی و بروکس درخواست آزادی مشروط می کردن و می گفتن دیگه اون نوجوون گمراه قبل نیستن، والدین بچه ها باید دوباره برای هیات آزادی مشروط نامه می نوشتن و جزئیات قتل ها رو براشون توضیح می دادن و دوباره اون اتفاقات وحشتناک رو از جلوی چشمشون رد می کردن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود https://en.wikipedia.org/wiki/Dean_Corll The serial killer podcast - Ep. 98, 99, 100 True crime garage podcast - Ep. 251, 252 https://www.ranker.com/list/what-dean-corll-did/jacob-shelton https://murderpedia.org/male.C/c/corll-dean.htm https://medium.com/lessons-from-history/dean-corll-the-candy-man-b0d79e6b7f2b https://www.texasmonthly.com/news-politics/the-lost-boys/

دین کورل، یه مرد سی ساله بود که تونست وارد زندگی دو پسربچه نوجوون بشه و براشون یه نقشی شبیه پدر پیدا کنه. نه از اون پدرهایی که برای موفقیت و خوشحالی بچه هاشون هر کاری می کنن. دیوید بروکس و وین هنلی دو پسری بودن که با دین کورل بُر خوردن و در نهایت زندگی هر دوشون نابود شد نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

دین روحیه لطیف تری داشت، درون گرا بود و تو هیچ ورزش گروهی ای شرکت نمی کرد. یه چیز دیگه که اون موقع کاملا عادی بود این بود که یا برای دیگران قلدری می کردی یا اگه زورش یا روحیه اش رو نداشتی اون هایی که زورش و روحیه اش رو داشتن برات قلدری می کردن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

رایان یه عکس از خودش و گیل و ریک به کریستول نشون داد. انگار تو یه قایق بودن و گیل مایو پوشیده بود. رایان به عکس گیل اشاره کرد و گفت می بینی چقدر جذابه؟ کریستول جا خورده بود اما رایان ادامه داد. گفت وقتی تو قایق بودن این قدر جذب ظاهر گیل شده که برای چند ثانیه بهش خیره شده. وقتی نگاهش رو برداشته بود فهمیده بود ریک هم متوجه نگاه غیر طبیعیش شده. این همون چیزی بود که کاراگاه ها دنبالش می گشتن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این پرونده https://casefilepodcast.com/case-175-gail-rick-brink/ https://www.fox17online.com/2014/05/02/justice-for-newlywed-couple-shot-to-death-in-87-how-detectives-cracked-the-case/ https://medium.com/lessons-from-history/jealous-brother-killed-his-sister-and-brother-in-law-to-hide-a-sexual-secret-a3aae92ce122 https://www.oxygen.com/a-wedding-and-a-murder/man-murders-sister-husband-cover-up-incestuous-relationship https://www.mlive.com/news/grand-rapids/2014/04/post_501.html

خونه تو وضعیت خوبی نبود. رنگ دیوارها پوسته پوسته شده بود، کابینت ها به زور سر جاشون مونده بودن و با یه اشاره میفتادن. قطعا بهترین روزهایی نبود که اون خونه دیده بود. ریک و گیل دست به کار شدن و اتاق ها رو یکی یکی از بالا تا پایین تمیز کردن، رنگ ها رو تراشیدن و دوباره رنگ کردن و کمدها و کابینتها رو تعمیر کردن * این پرونده در دو قسمت منتشر خواهد شد * به خاطر سرماخوردگی و گرفتگی صدا عذرخواهی میکنم نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

اون موقع هنوز نمی دونستن رابرت دورست کیه. نمی دونستن نزدیک 20 سال قبل همسرش کثرین مک کورمک ناپدید شده و هنوز هم اثری ازش نیست، و بلافاصله بعد از این که تحقیقات پرونده همسر سابقش به جریان افتاده، یکی از شاهدهای اصلی پرونده یعنی سوزان برمن هم با گلوله ای که به پشت سرش شلیک شده بود به قتل رسیده نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود: https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Durst#The_Jinx_TV_documentary https://apnews.com/article/coronavirus-pandemic-robert-durst-health-new-york-new-york-city-6e0c1c290b1a396e5b92a2ab200ff16a https://edition.cnn.com/2021/10/14/us/robert-durst-sentencing/index.html https://en.wikipedia.org/wiki/The_Jinx_(miniseries) https://meaww.com/robert-durst-three-murders-susan-berman-trial-kathleen-susan-berman-morris-black اپیزودهای 213، 214 و 215 پادکست Once Upon a Crime

ظاهرا زمانی که دانلد ترامپ تو کمپین انتخاباتیش بود به یه نفر گفته بود می تونم وسط خیابون پنجم – که یکی از خیابونهای اصلی و بزرگ منهتن نیویورکه – بایستم و به یه نفر شلیک کنم ولی هیچ رای دهنده ای رو از دست ندم. از دید پیتر لنس، این که یه میلیاردر داشت از این حرف می زد که می تونه آدم بکشه و قسر در بره، خیلی شبیه ماجرای دوریس دوک بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود: https://en.wikipedia.org/wiki/Ted_Kennedy https://en.wikipedia.org/wiki/Chappaquiddick_incident https://www.vanityfair.com/style/2019/07/chappaquiddick-anniversary-kennedy-kopechne https://www.tommcmahon.net/2005/07/mary_jo_kopechn.html

مدیر هتل که اصلا نمی خواست آقای سناتور از اقامتش تو هتل ناراضی باشه ازش پرسید چی باعث شده این موقع صبح از اتاقش بیاد بیرون؟ ادوارد گلگی داشت که تو اتاق بغلی یه مهمونی پر سر و صدا گرفتن و از خواب بیدارش کردن. مدیر هتل بهش اطمینان داد که به موضوع رسیدگی می کنه و ادوارد برگشت تو اتاقش. اما یه جای کار مشکل داشت نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود: https://www.jfklibrary.org/learn/about-jfk/ https://www.americanrhetoric.com/speeches/tedkennedychappaquiddick.htm https://www.history.com/news/ted-kennedy-chappaquiddick-incident-what-really-happened-facts https://en.wikipedia.org/wiki/Chappaquiddick_incident

پوتین خونی، فرش خونی، کف آشپزخونه و حتی دیوارهای آشپزخونه خونی بود. خون از یه شکاف تو پارکت های کف آشپزخونه به زیر کف نفوذ کرده بود. یه چاقوی خونی و یه پارچه برزنتی هم تو اتاق نشیمن پیدا کردن. عکس یه نفر هم بود که همسایه های طبقه بالا به اسم رابرت دورست شناساییش کردن. صاحبخونه می گفت چنین کسی رو نمی شناسه، فقط می دونه یه نفر به اسم دورست یه سال پیش برای مستاجر کر و لالش خونه اجاره کرده اگر میخواید درباره لومینول بدونید اینجا رو کلیک کنید نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود https://www.khou.com/article/news/crime/quiet-galveston-apartment-house-scene-of-notorious-crime/148688676 https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Durst https://www.jfklibrary.org/learn/about-jfk/ https://en.wikipedia.org/wiki/John_F._Kennedy https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_F._Kennedy https://en.wikipedia.org/wiki/Ted_Kennedy

شاید رابرت دوست داشت مادرش رو یه زن شاد تصور کنه و از یه جایی به بعد یادش رفته بود چی واقعیته و چی تصور خودش. با برادرش داگلاس درگیر بود و پدرش، تنها چیزی تو زندگیش بود که باعث میشد یه جور خشم و ناراحتی غیرمعمول تو چهره اش دیده شه. بدون این که کسی رو داشته تا باهاش حرف بزنه، بهترین راهش برای کنار اومدن با اتفاقات، جداشدگی احساسی از محیط اطرافش بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید منابع این اپیزود https://www.salon.com/2015/03/18/robert_durst_is_not_a_true_psychopath_but_childhood_trauma_could_provide_answers/ https://en.24smi.org/celebrity/104142-robert-durst.html https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Durst https://meaww.com/robert-durst-three-murders-susan-berman-trial-kathleen-susan-berman-morris-black https://en.wikipedia.org/wiki/Primal_therapy

دوریس از بچگی خجالتی بود. یه جورایی هم با بقیه فرق داشت. قدش از دخترهای هم سن و سالش بلندتر بود و تو چشم می زد. ثروتش هم به اندازه کافی باعث جلب توجه می شد، مخصوصا بعد از مرگ پدرش و وقتی رسانه ها بهش می گفتن ثروتمندترین دختر دنیا. گزارشگرها و عکاس ها هم با هم دیگه رقابت می کردن تا ستون های روزنامه رو با هر اطلاعاتی درباره ثروتمندترین دختر دنیا پر کنن و دوریس هم که هیچ وقت با این که تو مرکز توجه باشه احساس راحتی نمی کرد تو کل عمرش از رسانه ها فرار کرد ** این پرونده در 6 یا 7 قسمت منتشر خواهد شد ** نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

با وجود تمام اتفاقاتی که تو این پرونده افتاد، از جزئیات خشن قتل تا ارتباطش با فیلم هالیوودی و بازیگرهای سلبریتی و مردی که می خواست به وسیله یه جنایت هولناک ثروتمند بشه، این رابین گرین بود که شخصیتش به یه اسم و یه مفعول صرف تقلیل پیدا کرد. عناوین روزنامه ها و خبرگزاری ها این قدر روی سیدنی متمرکز بود که انگار کلا فراموش کرده بودن این وسط یه نفر قربانی شده نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

نامه های بعدی اشارات و سرنخ هایی داشت که نشون میداد سیدنی حرف های بیشتری برای گفتن داره. دن هیچ ایده ای نداشت که ممکنه سیدنی چی بهش بگه، اما منتظر می موند و هر بار که نامه جدیدی می رسید نفسش حبس می شد چون وقتی به وضعیت جسد رابین، یا در اصل بقایای رابین فکر می کرد، ساده ترین و خوش بینانه ترین توصیف از اتفاقاتی که افتاده بود هم می تونست به حد مرگ وحشتناک باشه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

رابین گرین 38 ساله قدم زنان به سمت محل زندگی خانواده اش می رفت تا روز کانادا رو کنارشون باشه و با هم جشن بگیرن. از کنار لوکیشن فیلم برداری رد شد. مردم رو دید که با هیجان انتظار می کشن. یه عالمه نیروی امنیتی هم بودن. مسیرش رو به سمت شمال ادامه داد و از دو سه تا کوچه رد شد. چند تا تریلر کنار هم پارک بودن. این جا خبری از مامورهای امنیتی نبود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

با اینکه کوهی از مدارک تو خونه دوترو پیدا شده بود، پرونده نهایی علیه دوترو همون پرونده اولیه بود. بیشتر محتویاتش هم همون چیزایی بود که خود دوترو و همدست هاش اعتراف کرده بودن، به استثنای جزئیاتی که درباره نقش دیگران بود. خانواده های قربانی ها ناراحت بودن. بعضی ها مطمئن بودن روی قضیه سرپوش گذاشتن، بعضی ها هم از این که بعد از این هم سال، بالاخره محاکمه داره شروع میشه خوشحال بودن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

**این قسمت پایانی پرونده سیاهچال نیست** کاراگاه های جدید، هر چی بیشتر به مدارک و سوابق دوترو نگاه می کردن بیشتر متقاعد میشدن که دو حالت بیشتر وجود نداره. یا یه سطح کاملا غیرطبیعی از بی ملاحظگی و بی مسئولیتی و بی کفایتی باعث شده بود دوترو بتونه به جنایت هاش ادامه بده، یا یه چیز بزرگتر و ترسناک تری در جریان بود. هیچ کدوم از این دو حالت خوب نبود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

پلیس شروع به سوال و جواب کردن از مردم شهر کرد. خیلی ها یه ون سفید مشکوک دیده بودن که اون اطراف می چرخید. توجهشون جلب شده بود چون نمی دونستن مال کیه و قبلا ندیده بودنش. یکی از شاهد ها این قدر شک کرده بود که سعی کرده بود پلاک ون رو حفظ کنه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

دهه 1990 یه پرونده تمام بلژیک رو به لرزه درآورد. پرونده ای که باعث شد خیلی ها شک و شبهه هایی به پلیس و سیستم قضایی کشور وارد کنن. خیلی ها فکر می کردن اتفاقاتی که افتاده در بهترین حالت ضعف نهادهای دولتی، و در بدترین حالت یه فساد و لاپوشونی گسترده از قاچاق انسان تا کودک آزاریه که تا بالاترین سطوح قدرت کشور هم نفوذ کرده ** پرونده سیاهچال در سه قسمت منتشر خواهد شد ** نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

آدمهای زیادی از اون مسیر سنگلاخی رد نمیشدن چون اون مسیر فقط به دو ملک دسترسی می داد که بیشتر از سیصد متر با هم فاصله داشتن. در هر حال اگه کسی بودید که از این جاده رد میشدید به غیر از درختها و احتمالا صدای پرنده ها اولین چیزی که توجهتون رو جلب می کرد یه سگ بزرگ سیاه بود که جلوی یه خونه بزرگ دو طبقه نشسته بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

جفری هال مخارج خانواده بزرگش رو با لوله کشی تامین می کرد اما تو سال 2008 شغلش رو از دست داد. ساخت و ساز هم متوقف شده بود و خیلی از شغل های ساختمونی از بین رفته بود. بیشتر کارگرها روزمزد شده بودن و تو صف های طولانی منتظر می موندن تا شاید براشون کار پیدا بشه. جفری اما رویکردش با اون کارگرهای روزمزد فرق داشت. ترجیح می داد به جای اینکه تو صف بایسته و منتظر بمونه دنبال مقصر بگرده نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

دوربین های مداربسته رو چک کردن. چند روز قبل یه ماشین شاسی بلند وارد پارکینگ تقریبا خالی هوم دپو می شد، یه نفر ازش پیاده می شد و یه چیزی که دستش بود داخل یکی از وانت های حمل بار مینداخت. اون ماشین بی.تی.کی بود؟ مستند سیزده دقیقه رو از اینجا تهیه کنید نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

قتل های انجام شده توسط مهاجمی که در بین مردم فقط با اسم بی.تی.کی شناخته میشه نتیجه یه فانتزیه که در دنیای واقعی اجرا شده. یه فانتزی که به مهاجم اجازه داده برای اولین بار در عمرش در موضع قدرت قرار بگیره. یه آدم ناکافی و بی اهمیت، که از طریق جنایت هاش تونسته اهمیت پیدا کنه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

شما این چیزها رو نمی فهمید چون تحت تاثیر عامل مجهول نیستید. به نظر شما بی معنیه اما کاری از دست ما بر نمیاد. درمانی نداره جز مرگ یا دستگیر شدن. یه کابوس وحشتناکه اما خواب من رو آشفته نمی کنه. بعد از چیزی مثل فاکس، میرم خونه و مثل هر آدم دیگه ای به زندگیم ادامه میدم مستند معمای هتل بلودییر رو از اینجا تهیه کنید نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

چارلی کلید انداخت و در رو باز کرد. وقتی وارد خونه شدن احساس می کردن فضای خونه با همیشه فرق داره. خونه به شدت گرم بود و آشپزخونه نامرتب بود. ظرف های غذا با درهای باز روی پیشخون بود، انگار یه نفر داشت ساندویچ درست می کرد و کارش نصفه کاره مونده بود ** این پرونده در سه یا چهار قسمت منتشر خواهد شد ** نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

پلیس همون روز قاتل رو شناسایی کرد. یه مرد سیاه پوست که در حال فرار از خونه دیده شده بود و دالیا می گفت تا حالا هیچ وقت اون مرد رو ندیده. متهم اصلی همون روز بازداشت شد. و اسم افرادی وارد پرونده شد که دالیا قبلا دیده بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

چند وقتی بود که همه چیز داشت خوب پیش می رفت. تونسته بود مجوز مشاوره املاک بگیره و هر از گاهی برای نشون دادن خونه به مشتری ها می رفت. اگه موفق میشد خونه رو بفروشه کمیسیونش رو می گرفت و فشار شغل شبانه اش حداقل برای چند وقت کمتر می شد نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

گری ریجوی از 1982 تا 1998 آزادانه می چرخید و آدم می کشت. نه هر آدمی، فقط روسپی ها رو می کشت. می تونست ده نفر رو ظرف فقط یک ماه و نیم بکشه، یا تو ده سال فقط یک نفر رو بکشه، اما توقفی در کار نبود. به قول خودش می خواست بیشترین تعداد روسپی ممکن رو بکشه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

گاهی خودش هم از حرف زدن درباره مرگ خواهرش خجالت می کشید. دبی هم روسپی بود، هم فراری بود، هم مورد بدرفتاری و سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود. انگار تقصیر مردنش هم به گردن خودش بود نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

جان و شری تو یه مهمونی با هم آشنا شدن و از همون قرار اول عاشق هم شدن. اواخر 1985 مراسم ازدواجشون رو گرفتن. دوست ها و اعضای خانواده می گفتن جان و شری یه زوج رویایی و ایده آلن که با تموم وجود عاشق هم هستن نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

نولز از چیزهای زیادی نمی ترسید. کمتر خلافی بود که نکرده باشه، کمتر ریسکی بود که به جون نخریده باشه. اما صندلی الکتریکی فرق داشت. نولز به وکیلش گفته بود نمی خواد با صندلی الکتریکی بمیره چون واقعا مرگ افتضاحیه. از وکیلش خواسته بود یه راهی برای زنده نگه داشتنش پیدا کنه. اعدام کمک زیادی به رسیدن به هدفش نمی کرد نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

پال با این که زیاد تعهدی به مدرسه و درس نداشت به شدت باهوش بود و تو یه آزمون ضریب هوشی که بعدا ازش گرفتن نمره خیلی بالایی گرفت، و دوم این که خیلی کتاب می خوند. احساس می کرد نیاز نیست کسی بالای سرش باشه و بهش بگه چیکار کنه و چیکار نکنه پرونده کاسانووا دو پرده داره که پرده دوم چهارده فروردین منتشر میشه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

اولین چیزی که بعد از شنیدن خبر مسمومیت مور به ذهن بلنش رسید، همون چیزی بود که به ذهن هر آدم دیگه ای تو اون شرایط می رسید. این که فکر کنن کار اون بوده. وقتی درباره نگرانیش به خواهر مور گفت تو جواب شنید، این چه حرف مسخره ایه. هیچکس چنین فکری درباره تو نمیکنه نویسنده و راوی: مهدی پورباقی مشاور هنری و دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید یا اسپانسر یکی از اپیزودها بشید

بلنش کایزر دختر خاصی بود. خوش مشرب و نقل مجلس بود. کم پیش میومد مردی بلنش رو ببینه و توجهش جلب نشه. با موها و چشمهای تیره، صورت استخونی و پر جزئیات، و لبخند مهربون و خالصانه اش، اگه غیر از این بود عجیب بود. هر چند انگار شخصیتش یه نیمه دیگه هم داشت پرونده عنکبوت در دو قسمت منتشر خواهد شد. این اپیزود از پادکست آخرین شاهد با حمایت مالی مجموعه استلا تهیه شده. یه لوکال رستری قهوه با محصولات درجه یک. از سایت و اینستاگرامشون دیدن کنید و حتما بگید که شنونده آخرین شاهد هستید https://coffeestella.com instagram: coffeestella.co دستیار تولید: امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

قتل های زودیاک واقعا سینمایی بود. انگار درست از صفحات داستان های جنایی تخیلی اقتباس شده بود. یه ضد قهرمان با ماسک، پیام های رمزی که قرار بود هویت قاتل رو نشون بده، و بچه هایی که یه تصمیم اشتباه می گرفتن و به یه خلوتگاه عاشقانه می رفتن. همه این ها کمک می کرد شهرت زودیاک حفظ بشه مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

لیست مظنونین احتمالی خیلی طولانیه. ده ها اسم از کسانی که خیلی بعیده زودیاک باشن، مثل چارلز منسون، بی.تی.کی و حتی تد کروز سناتور تگزاس، تا مظنونینی که محتمل تر هستن و تحقیقات گسترده تر و بیشتری روشون انجام شده مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

پلیس والیهو اظهارات مایکل مژو رو معتبر نمی دونست، مثل خیلی ها که کتاب گریسمیث رو معتبر نمی دونستن. در طول سال ها، خیلی ها فهمیدن داستانی که تو کتاب گریسمیث مطرح شده فقط یه داستان بوده که برای مخاطب جذابه اما با واقعیات موجود تو پرونده جور در نمیاد مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

بالاخره یه اسم، یه چهره و یه صدا به زودیاک نسبت داده شد و یه نفر به مشهودترین و محتمل ترین مظنون پلیس تبدیل شد. کسی که اولین بار تو اکتبر 1969 شناسایی شده بود. یه نفر که قبلا معلم مدرسه بود اما بعد از این که فهمیدن از بچه ها سوء استفاده جنسی می کنه شغلش رو از دست داد مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

پلیس سن فرانسیسکو می تونست اون شب من رو گیر بندازه، به شرطی که پارک رو درست می گشت نه این که با موتور سیکلت هاشون مسابقه خیابونی بذارن و ببینن کی می تونه بیشتر گرد و خاک کنه. ماشین های پلیس باید پارک می کردن و ساکت می نشستن و منتظر می موندن تا از مخفیگاهم بیام بیرون مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

نامه دست نویس با خودکار آبی نوشته شده بود. دست خط بد و نامرتب و چند اشتباه املایی داشت. بر عکس برگه دوم که تضاد عجیب و واضحی با برگه اول داشت. یه شبکه منظم و مرتب از حروف و نماد که فرستنده نامه مدعی بود هویت واقعیش رو مشخص می کنه مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار برای معرفی برند یا محصولتون در پادکست آخرین شاهد با ما تماس بگیرید instagram.com/akharinshahed موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید

پلیس هیچ انگیزه ای پیدا نکرد. نه خصومت شخصی، نه تجاوز، نه دزدی. با دوستها و بستگان قربانی ها مصاحبه کردن، هر کسی که ممکن بود نسبت به بچه ها کینه داشته باشن، هر کسی که قبلا سابقه خلاف داشت و به نحوی با بچه ها در ارتباط بود بررسی کردن. اما هیچ کدوم به جایی نرسید مشاور هنری و دستیار تولید امیرحسین همت یار موسیقی این قسمت رو از اینجا گوش کنید اگر این پادکست رو دوست دارید میتونید از اون حمایت کنید